الشيخ أبو الفتوح الرازي

19

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

بود ، گفت : * ( أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ) * ، پس اوليتر حمل او بود على ظاهره . جواب داد او را آن پرسنده كه : * ( بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ ) * ، و « بل » براى اضراب باشد از اوّل ، اعني عدول از كلام اوّل و ( 1 ) كلامى ديگر پس از آن آغاز كردن . * ( لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ ) * ( 2 ) ، صد سال است تا تو اين جايى . اكنون از روى اعتبار نظر كن : * ( فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَشَرابِكَ ) * ، گفته‌اند : طعامش انجير بود ، و گفته‌اند : انگور ، و شرابش گفته‌اند عصير بود ، و گفته‌اند : شير بود ، و اين ( 3 ) چيزها سريع التّغيير باشد . * ( لَمْ يَتَسَنَّه ) * ، اى لم يتغيّر . حمزه و كسائى « لم يتسنّ » خوانند بى « ها » در حال وصل . و همچنين [ في قوله ] ( 4 ) : فَبِهُداهُمُ اقْتَدِه ( 5 ) ، بى « ها » در حال وصل ، و باقى قرّاء به « ها » خوانند في حالتى الوصل و الوقف . و طلحة بن مصرّف در شاذّ خواند : « لم يسّنّه » ، به ادغام « تا » در « سين » ، و گفت : در مصحف ابىّ كعب چنين است ، يعنى گشت سالها آن را ( 6 ) بنگردانيده است . آنان كه « ها » بيفگندند ، گفتند : زيادت است . و اصل « يتسنّ » ، « يتسنّى » بوده است ، « يا » براى جزم بيفتاده است آنگه در حال وقف « ها » استراحة از « يا » بدل كردند ، و اين بر قول آن كس باشد كه « ها » در « سنة » زياده گويد ، و گويد : اصلها سنوة ، و الجمع سنوات ، و الفعل منه سانيت مساناة و تسنّيت تسنّيا ، الَّا آن است كه « واو » با « يا » گردانند در تفعل و تفاعل ، كالتّداعى و التّنادى ، براى آن كه « يا » خفيفتر از « واو » است . ابو عمرو گفت : اصل او « تسنّن » است به دو « نون » ، و آن تغيّر باشد من قوله : مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ( 7 ) ، آنگه به بدل يك « نون » ، « يا » بياوردند ، كالتّظنّى ، و اصله التّظنّن ، قال الشّاعر :

--> ( 1 ) . آج : به . ( 2 ) . اساس در حاشيه زير وصالى رفته و به صورت « از آن آوردن گفت » نو نويسى شده ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 3 ) . همه نسخه بدلها : و آن . ( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 5 ) . سوره انعام ( 6 ) آيه 90 . ( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : سالها بر آن . ( 7 ) . سوره حجر ( 15 ) آيه 33 .